تو اي ساغر هستي به كامم ننشستي ، ندانم كه چه بودي ندانم كه چه هستي
در بزم من شكسته اي در كام او نشسته اي  ، نوشي تو بر سنگين دلان ، زهري به كام خستگان
من همان اشك سرد آسمانم ، نقش دردي به ديوار زمانم
بي سرانجام و بي نام و نشانم  ، چون غباري به جا از كاروانم
تو اي ساغر هستي به كامم ننشستي ، ندانم كه چه بودي ندانم كه چه هستي
آه اي فلك اي آسمان ، تا كي ستم بر عاشقان
بشنو تو فرياد مرا ، اه اي خداي مهربان
عشق تو خوابي بود و بس ، نقش سرابي بود و بس
اين آمدن اين رفتنت ، رنج و عذابي بود و بس
اي فلك بازي چرخ تو نازم ، بيگمان آمدم تا كه ببازم
تو اي ساغر هستي به كامم ننشستي ، ندانم كه چه بودي ندانم كه چه هستي

خواهرم مياد تو اتاق .
- شيدا بسه . تو مثلا تازه عروسي ؟ اين آهنگا چيه گوش ميدي آدم دپرس ميشه . الان خاموشش ميکنم
- نكن . اينو گذاشتم بخوابم . موقع خواب كه نميشه آهنگ تند گذاشت
- آره . تو گفتي و منم باور كردم

ميرم جلوي آينه .
- شيدا قبول كردي سرنوشتتو ؟
- آره .
- پس چه مرگته ؟
- نميدونم .
-دلت واسه اون تنگ شده ؟
- نه . بخدا نه . فقط هنوز جواب سوالمو نگرفتم .
- سوالت چيه ؟
- آخه قول دادم هيچوقت و از هيچ كس مخصوصا اوس كريم نپرسم
- خوب از خودت كه ميتوني بپرسي
- باشه .......................

چرا ؟


و طبق معمول سكوت و سكوت و سكوت
...


سلام دوستاي مهربون . تا حالا شنيدين ضرب المثل معروف رو كه ميگه يارو رو از در ميندازن بيرون از ديوار مياد تو ؟
خوب ميشه گفت اين دقيقا حال منه . هميشه وقتي تو بلوگايي ميرفتم كه بعد يه خدافظي باز مينوشتن به خودم ميگفتم از اولم هدفش رفتن نبوده !!!!!!!!!! اما در مورد خودم من واقعا رفتم كه برم . اما وقتي ايميلاي شما رو ديدم كه برام از خودتون از ماجراهاتون مينويسين . از اينكه تو كامنتاتون اينقدر صادقانه باهام حرف زدين و از pm هاتون .................
مخصوصا كه يكي از مهربونا تو كانتش برام نوشت كه :‌« شيدا مگه نگفتي هدف اين بلوگ روحيه دادن به عاشقاي واقعيه ؟ پس كجا ميخواي بري ؟ » اينجا بود كه يه لحظه يه تكوني خوردم . با خودم فكر كردم و ديدم آره من اومدم بگم كه عشق با همه محدوديتاش ميتونه قشنگ باشه حتي اگه يه طرفه باشه . ميخواستم ثابت کنم انتظار، هم تلخه هم شيرين...هم کشندس و هم اميدوار کننده... وقتی که ميدونی قلبت تو سينه يکی ميتپه که دلت برای ديدنش پر می کشه، حاضری هرچند سخت و طاقت فرسا، اما با اميد به يک ديدار ديگه، دل قوی داری که اين نيز می گذره و اين انتظار هم به پايان ميرسه.اونوقته که برای ديدن چشمای قشنگ دلدارت حاضر می شی که سالها دوری رو به نزديکی دل چاره کنی؛ چون مطمئناً اينقدر اون لحظه ديدار شيرين و دلچسب هست که همه خستگيهای دل چشم انتظار رو التيام ببخشه... تو بعضي بلوگا كه ميرفتم با خودم ميگفتم : چقده سخته خدايا! وقتی که چشمهء زلال چشمهای عزيزي رو جاری می بينی، و نمی تونی براش کاری بکنی، حتی نمی تونی بهش بگی که می فهمی چی میکشه! اونوقته که دلت می خواد زمين دهن باز بکنه و تو رو ببره تو دلش،دلت می خواد بشی يه قطره بری تو دل دريا!فرياد بزنی، فريادی که کاخ صد ستون کبريا رو به لرزه در بياره و عرشيان رو به نظاره......شايد بهتر باشه که سکوت کرد،آره، سکوت سرشار از ناگفتنی هاست ...ای کاش می شد يه کاری کرد واسه همين تصميم گرفتم اينجا بنويسم . هم از حرفاي خودم هم از ماجراي عاشقاي واقعي كه واسه رسيدن به هم شرط اول قدم مجنون بودن رو رعايت كردن و به هم رسيدن . خوب اميد هم داشتم كه يه روز با لوسي بنويسيم . اما خوب 1 سال گذشت و .............  من آدرس اينجا رو به لوسي دادم كه تو امانتش خيانت نكرده باشم .
اما الان احساس ميكنم اين بلوگ هنوز وظيفه ش تموم نشده ، هنوز كاري رو كه شروع كرده تموم نشده و شيدا هم كه اصلا عادت به انجام كاراي نصفه نيمه نداره . خوب من تا تولد لوسي  صبر كردم ببينم ميگه ميخواد با اينجا چيكار كنه و 19 آبان و تولد دوباره لوسي هم گذشت و .............. تو اين مدت واقعا از تلاش و همدلي هستي عزيز كه همه تلاششو كرد تا از تجربياتش به من كمك كنه نبايد ساده بگذرم و خوب همين باعث شد حالا تو اين مسير سخت و دشوارتري كه پيش روم هست ( كنار اومدن و قبول اونچه گذشت و باور اينكه همه كاري كه ميشد كرد رو كرديم . يواش يواش آماده شدن واسه آينده و شروع زندگي كه غلط يا درست ، شكل گرفته و ............... ) سعي كنم از هر كتاب و آدم و سايت و .......... استفاده كنم و به قول همه شما اينم ميدونم كه فقط اين من هستم كه ميتونم به خودم كمك كنم !!! و ميخوام اين بار ادمايي كه مث من مجبورن دوباره شروع كنند رو با خودم همراه كنم و هدفم هم شعار دادن نيست . چون تو اين راه اولين نفري كه بايد نتيجه بگيره خودمم !!!!!!!!!
اما خوب ناگفته نماند كه زندگي جديد ................ ولش كنين حالا به موقع ميگم براتون

خلاصه سخن اينكه نميدونم برم سراغ يه بلوگ جديد ؟‌ هدف اين بلوگو تا ته برم ؟ ( خوب پس از اينجا به بعدش مال لوسي نميشه ) اينجا رو از لوسي اجاره كنم ؟‌( خوب هزينه اجاره ش چقدره لوسي ؟‌) دلم هم نمياد اينجا رو نصفه ول كنم  . بلوگ قبليمونم كه خوب واقعا نصفه ش مال لوسيه و من نميتونم اونجا بنويسم و از يه طرفم اگه اونجا رو پرشين پاك كنه ........... اما اينجا رو نبايد پاك كنه . من با چنگ و دندون از اينهمه صبر دفاع ميكنم 20.gif 07.gif و نميذارم فراموش شه . اونجا يه سري حرفه شايد در حد حرف  11.gif اما اينجا ...............
پس سوالي كه ازتون دازم اينه كه بهم بگين چيكار كنم ؟ پس تا روشن شدن قضيه خداحافظ

/ 22 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
roseziba

سلام خوبی زيبا بود راستی من رو از ديوار انداختن بيرون از پشت بوم اومدم تو زياد فرق ميکنه يا نه؟ راستی آپديت کردم سر بزن خوشحال ميشم

hoda

ش .. ی .. د .. ا .. چه اسم زيبايی داری

sadaf

khoshhlam ke belakhareh taklifeto ba khodeto roshan kardy va samimaneh behet tabrik migam

azadeh va ali

sheidaaye azizam salam khanomi bekhoda kheili khoshalam ke tanhamoon nazashty o bazam miam va az sheida joonamo oon neveshtehaii ke hamahs az tahe dele pakeshe khabar dar misham midooni sheida faghat alan az khoda ye chizio mikham inke too zendegit azizma khoshbakht shi va taahodeto nesbat be in marde zendegit kamel ejra koni rasty sheid ajoonam khabari nahsod az idit too yahoo man idimo too comment ghabli barat gozahstam khoshal msiham azat ba khabar sham

hana

به نام خدا...سلام...خوش اومدی.

*نور بهشتی*

*سلام بر تک ساربان عشق * سلام خانوم خانوما . خوبی شما؟ بابا ميفرمودين تشريف ميارين ، گاوی گوسفندی ! :پی ! شيدا جون به عقيده ی من ديگه اينجا ننويس . شايد خيلی تکراری باشه ولی خوب حقيقته محضه ! ( فقط داشته باش املای منو ! ) اينکه آدما تغيير رو خودشون بايد در خودشون به وجود بيارن. شما که دختر خانمی تا اين منطقی بودی که تا اينجای کار کنار اومدی طبيعتا بايد از اين به بعد رو هم به آينده فکر کنی (با وجود تمام مسائلی که هست... چون نميخوام بهم بگی نميفهمم چی ميگی واسه همينم اينقدر راحت ميحرفم ! ) راستی شيدا جون . گرچه خيلی دير شده ! ولی اگه واقعا ميخوای استخاره بکنی ،به يکی که خودمم خيلی بهش اعتقاد دارم بگم... بگذريم..... ايشالله که روز به روز شادابتر بشی و قدر روزای قشنگ جوونی تو بدونی ننه ! (:دی !)...در پناه خدا...

*نور بهشتی*

سلام را بپذير تنها شيدای ديار عشق ( باور کن حالم خوب نيس ! اگه چرند گفتم توجه نکن ) خوبی دیگه....... راستی من دو بار مزاحم شدم باید چیزی پرداخت کنم؟ ميگما شيدا جون. شما خودت از ما وارد تری تو درد دل با به قول خودت اوس کريم. از من که هر چی بپرسی ميگم بستگی به خود آدم داره :دی ! و ديگه اينکه تا حد زيادی بالا بالاها رفتی که الان فکرت ، حرفت و....اين طوريه... ما رو هم دعا کن... تا مزاحمت بعدی...!! تو ميسپريمت به خدای دوس داشتنی آسمونا...!

اروند

قرار بود بری بخونی بيای! پس چی شد؟!!

ع1

من نميدونستم داری مينويسی دوباره...:(