گرچه شب غمگين است،دل قوی دار سحر نزديک است...
********************
آخرين ستاره هم بر زمين افتاد
و همه به محبوبشان رسيدند...
در آسمان هم
سهمي براي من نبود

می گن چشمها آب دل رو می خورن!برای همينه که گاهی اوقات که آدما آسمون دلشون ابری می شه، چشمهء چشمای نازشون با کوچکترين صاعقه ای لبريز ميشه، اونوقت اونقدر می باره تا ..........................

با من كه حرف نميزني اما سلام
مزاحم شدم براي خداحافظي . حالم شبيه اونايي هست كه فقط خودشون تولدشونو ميدونن و از امسال قصد دارن اون رو هم از قصد فراموش
كنند . ميدوني ؟ يقين دارم اينجا تنها جايي هست كه در برابرم كم مياري . فراتر از عشق من به تو عددي نبود . هرچند هميشه منتظر بودم كه يه جوري بهم بگي كه اينجا رو پيدا كردي . تا من پر از غرور بشم از فراموش نشدنم . اما حيف ...........

مي گفتند چقدر شكل هم مينويسي شيدا ، لحني لهجه اي دليلي چيزي عوض كن . اخه نميدونن كه براي عوض كردن اشكايي كه روي نامه مي غلطند بايد معشوق رو عوض كرد و اين بار من ميخوام خودمو يعني عاشق رو عوض كنم !!!!!!!!!!!!!!!!!

چه كنم دوستت دارم . شوخي كه نيست . حرف يك عمر دربدري است . شكايتي نيست . حرف شكايت كه در عشق بيايد بايد فاتحه اين عشق را خواند .
اخه تو كه نميدوني كه عشق معامله نيست كه اگه قيمت مناسب بود ‏بموني و اگر نه زير همه چبز بزني و بري !!!! اره برعكس چيزي كه به همه
ميگي اما من گرون نبودم . من اينقدر بي ارزش و پست بودم كه ارزش پرسيدن قيمت هم نداشتم . . لوسي من عزت خونواده مو ، پاكي خودمو ، احساسمو ، صداقتمو ، همه چي رو تو اين دوستي گذاشتم در حاليكه تو هم خونواده ت خبر داشتند ، هم بار اولت نبود و هم به خاطر غرور خونواده ت ، من و احساس پاكمونو گذاشتي كنار . اره لوسي . من ديگه اون شيداي پاك نيستم . من همه اعتقادامو گذاشتم زير پام اره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پس واسه همينه كه شب تا صبح التماس ميكنم به اوس كريم كه منو به خاطر ..... ببخشه . اره من ناپاكم وگرنه هي تند تند نميومدم تهران . يه دختر تنها . اگه پاك بودم كه همه تلاشمو نميكردم تا اون خاطره ازاردهنده تو ذهنتو جايگزين يه خاطره قشنگ بكنم و عذاب وجدانشو سالها رو دوشم بكشم . اره اشكال از منه .اون تو رو از چشمش انداخت و من سعي كردم بلندت كنم تا اوج . من روشنت كردم اما تو خاموشيمو جشن گرفتي . وقتي ستاره من شدي هيچ تلسكوپي هنوز تو رو نديده بود و هيچ منجمي كشفت نكرده بود . وقتي عاشقت شدم همه خواب بودند و وقتي بدرقه ات كردم با اشك ، هيچ كس اشك رو دليلي براي بدرقه نميدونست و تو چشماش يه مرواريد هم نداشت . وقتي درياي من شدي همه اونايي كه حالا اقيانوس صدات ميكنن دنبال يه جرعه اب بودند و حالا چه جالبه كه همه برات دايه مهربونتر از مادر شدند . تا اونجايي كه من يادمه روزي كه ما از هم جدا شديم لوسي محكم بود و سالم اما حالا شنيدم كه دوباره يه لوسي مريض و ضعيفي كه طاقت شنيدن هيچ حرفي رو نداره .

روزي كه بهم گفتند كه مجيد در مورد من گفته من دختريم كه شايد قبلا پاك بودم اما حالا همه اعتقاداتمو از دست دادم فقط به حماقت اوني كه مجيد رو واسطه كرده بود خنديدم و به تو كه اونو برادر خودت ميدوني . نميخوام بهش بگم تو از شيدا چي ميدوني كه به خودت اجازه حرف زدن ميدي ؟ واگذارش كردم به خدا كه من عادت دارم به شنيدن تهمت از دهن هر تازه واردي . برام مهم نيست كه اين حرفا از دهن تو بوده يا خيالات اون !!!! من پيش وجدانم راحتم . تو پاكي و خوش به حالت كه تا حالا دستت به هيچ دختري نخورده و با هيچ دختري حرف نزدي . مامانت بايد برات دنبال يه دختر پاك بگرده درست مثل خودت . لوسي من با چند تا پسر حرف زدم كه اومدن سراغ تو ؟ تا اونجايي كه به من گفتند فقط اقا هادي بوده كه اونم بلوگ قبلي رو خوند و از من چندتا سوال كرد و بعد هم اومده بوده سراغ تو و اون ماجراها . بعد هم كه هدي و معصومه بودند همين .

 چند تا پسر رو من فرستادم سراغ تو ؟ چندتا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ هميشه هروقت زير بار نگاههاي پر از تهمت و سرزنش خونواده م له ميشدم تو دلم ميگفتم اشكال نداره يه روز كه لوسي من به قولش عمل كرد و برگشت همه چي عوض ميشه . اونوقت تو ‏‏.................... تويي كه از همه چيز من ، از انرمال بازياي من ، از طعنه هايي كه واسه اين انرمال بازيا شنيدم خبر داشتي ، بايد اين حرفا رو بزني ؟ يا حتي قبول كني كه اين حرفا رو در مورد شيدات بزنن ؟ اره ؟ اين سرزنش كدوم خطاي منه ؟ اين جواب اون همه نه گفتن هامه ؟ من كه عمريه به اتيش عشق تو افتادم چطور چوب خيس ميتونه باز اتيش بگيره ؟ با دل شيدا چي كار ميكني لوسي ؟ هر بار كه بهم گفتن تو ارزش اين همه فداكاري رو نداري با قهر ازشون خواستم تا 1 سال نشده قضاوت نكنن اما تو از روي كدوم شواهد اين همه نتيجه گيري كردي هان ؟

فرقي نميكنه اول نامه سلام باشه يا خداحافظي وقتي هيچكدوم برات مهم نيست . برعكس من كه دلم براي اين شكستنها و روندن هاتم تنگ شده ! آخه از قصد نيست كه . اينقدر برام مثال زدي از بي وفايي هاي دنيا و مخصوصا اينترنت اما من قبول نكردم كه مجبور شدي خودت بهم ثابت كني مگه نه ؟ زيباست مثل همه كارهاي ديگه ت . شايد  لازم بود يا صلاح بود كه مث بقيه كارهاي متفاوتت دلمو اتيش بزني !!! زدي اون هم چه اتيشي . امشب فهميدم معجزه ديگه مرده . تقدير عشقمونو گروگان گرفت و با خوشبختيمون چه كارها كه نكرد .

تو رو با همه اونايي كه اگه خودشون هم نباشن اسمشون تنهات نميذاره تنها ميذارم . تو بمون با همه عزيزات . و من باز هم به ادمايي كه به حالاي تو تعلق دارند حسودي ميكنم . به اونايي كه نميدونم به چه جرمي جلوي خط كنار هم بودنمون خط موازي ميكشند تا مبادا اخرش رسيدن باشه .

اين راز نيومدن چيه ؟ عجيبه و صبر و تحمل و سكوت من عجيب تر !! خوش به حالت . كار خوب رو تو ميكني . برات مهم نيست كه وقتي نيستي من چيكار ميكنم .تو اين 1 سال هيچ وقت صداي گريه هاي شبونه مو شنيدي ؟ خوشحال ميشم كه جوابت منفي باشه كه لااقل غصه بي تفاوتيت رو نخورم . هرچند اوني كه دوست داريم هر حقي بر ما داره حتي اينكه ديگه دوستمون نداشته باشه . پس همه اون حق ها مال تو .

ناراحت نباش خوب ؟ ولي من هيچكسو بيشتر از تو دوست نداشتم . يعني اگه به مانيتور قلبم ميگفتي بيشتر از تو رو نشون بده error ميداد يعني اگه ادرس از تو عزيزتر رو وارد ميكردي ميگفت چنين كسي وجود نداره !!! اما يادت باشه من دنبال كسي كه پيداي همه ست نميرم . هر وقت دلت هواي پيدا شدنمو كرد دنبالم نگرد من يه جايي همون نزديكي هستم . اما تو بگو من اگه تو رو داشتم به كجاي اين دنياي بزرگ بر ميخورد ؟ يادته قرار بود اولين شبي كه براي هميشه مال هم ميشيم تو چي كار كني و قرار بود من اول 2 ركعت نماز شكر بخونم و بعد تا صبح فقط در سكوت نيگات كنم ؟

من هم خواهم رفت هر چند که گفتنی هام همچنان باقیست
من هم خواهم رفت مثل هزاران پرستویی که کوچ کردند و رفتند
خداحافظی کردن سخته از جمع دوستانی که یک عمر رو باها شون گذروندی
از شادی و غم های همدیگه باخبر شدیم ...
از تجربه هامون گفتیم ... از دلتنگی ها ... از سرود زندگی حرف زدیم و از ندای خاک گفتیم
از نامردی ها گفتیم و از بی مهری ها
از لحظه های به یادموندنی یاد کردیم و از عشق های ابدی سخن گفتیم
از اولین سلام و آخرین دیدار با حسرت یاد کردیم و بغض هامون رو نوشتیم تا مجالی برای اشک ریختن نیابیم
از طعنه های زندگی و از سنگهایی که در مسیر بود به تلخی یاد کردیم
با بازیهای زندگی بازی کردیم و اونها رو شوخی تلقی کردیم
از عشق و دوستی گفتیم و از نفرت و دشمنی 
از ستاره های آسمون دلهامون نوشتیم و از زخمهایی که مرهمی نداشتند
هر وقت که شاد بودیم از خوشی هامون گفتیم و هر وقت هم ناراحت بودیم از تلخی ها
خلاصه یه مدتی رو گذروندیم و با همدیگه همدردی کردیم و دردهای همدیگه رو شناختیم
اینجا دردهايی رو نوشتیم که می خواستیم دیگه از ذهن و قلبمون پاک بشن
اینجا اومديم که فراموش نشیم و اومدیم که با بقیه هم صدا شیم
ولی من این بار برای خداحافظی آمدم 

                                            نمی دونم چرا ؟! !...

به هر حال هر گذری برای گذشتن است و ما هم گذشتیم و تنها دلتنگی های خود را به یادگار خواهیم گذاشت
 به خدا خواهیم سپرد دیگران را و خودمان را به تنهایی بدرقه خواهیم کرد تا .............
من موندم و يه عالمه حرف ناتمام  ....حالا من موندم و يه عالمه واژه تكراري كه نمي دونم از كدوم دريچه ذهنم اونا رو فراري بدم .....دلم مي خواد يه قدم از خودم فاصله بگيرم تنها يه قدم .....شايد اينبار خودمو راحت بتونم باور كنم ...دلم نمي خواد خيلي عاشقونه يا با واژهاي قلمبه سلمبه حرف بزنم اما نمي تونم خيلي هم راحت حرف بزنم ...... اما سعي مي كنم ........................................................................
« فاصله بين من و تو تنها يه حرف ساده است »انگار همين ديروز بود كه يه خط فاصله به وسعت يه دنيا زندگي بين من و تو كشيده شد ...هيچ
وقت نخواستي بدوني و من هم هيچ وقت نخواستم  بگم .......هميشه سنگ صبور  بودم اما امروز از اون سنگ بزرگ فقط يه كمي خرده سنگ مونده كه اون هم داره زير پاهات له مي شه ...هيچ وقت نخواستي باور كني و من هم هيچ وقت نخواستم قبول كنم ....وقتي به دور و برم نگاه مي كنم مي بينم خودم موندم و خودم و يه مشت افكار پراكنده و درهم و يه عالمه حرف نا تمام و يه .........هيچ وقت نخواستي به ياد بياري و من هيچ وقت نخواستم فراموش كنم ..........
ميدونم كه اينبار كار سختي پيش رو دارم .. چون نمي تونم حرفهاي گذشته رو از ياد ببرم  .............فقط اينو دوست دارم بدوني كه فاصله بين
من و تو تنها يه حرف سادست......
 
توی بازیه زمونه تو منو قمار کردی                  پس منو به درد عشقت واسه چی دچار کردی؟
تو منو فروختی اما من تورو باز میپرستم         نو منو شکستی اما من هنوز عاشقت هستم
تو که رفتی غصه خوردم ثانیه هارو شمردم     با نبودنت شکستم روزی صد مرتبه مردم
چی میشه که دل بشه حکم قمار منو تو        حکم عاشقی بشه آیینه دار منو تو
میدونم من که دوباره باتو بودن یه قماره          یه قمار عاشقونس که برنده ای نداره

ديگه ملالي نيست جز نداشتنت . نخواستنت . رفتنت . نموندنت . عشقي نيست جز عشق به چشاي تا ابد روشنت . خوشحالم كه به نامه هام اينقدر بها دادي كه بي تفاوت از كنارشون رد نشدي و حداقل بهشون خنديدي .
نه كنار من نشستي نه غمي رو چاره كردي
                                                  اخر سر هم نخونده نامه هامو پاره كردي
راستي عجب امانتداري هستي . وقتي با نامه هايي كه به امانت دستت بودند اون كارو كردي ديگه چه توقعي از دل شيدا بايد داشت كه اونم
پيشت امانت بود !!!! درسته كه بهترين كار با حرفايي كه ارزششون فقط در حد حرف بود همينه كه پاره بشن و دور ريخته بشن اما تو اين حق رو نداشتي كه اونها امانتي من بود پيش تو ، تا روزي كه هردو با هم بخونيمشون يا بهم برگردوني و هركي بره پي زندگيش . يادته ؟ راستي ميدوني مجازات خيانت در امانت چيه ؟ حتما كسي مث تو كه ادعاي ايمانت تا فلك رسيده ميدونه پس من ديگه توضيحي نميدم .

الهي كسي كه منو از چشم تو انداخت از چشم خدا بيفته !!!!
به من گفتند كه تو رفتي كه ديگه برنگردي و اين معامله ديگه حل نميشه باشه گله اي نيست . الهي با كسي ازدواج كني كه از پاكي مث خودت
باشه !!!! كسي كه تولدتو از من قشنگ تر جشن بگيره اما يادت باشه

هيچكي مث من دوستت نداشت و نخواهد داشت


هيچكي مث من دوستت نداشت و نخواهد داشت


هيچكي مث من دوستت نداشت و نخواهد داشت


هيچكي مث من دوستت نداشت و نخواهد داشت

نمي دونم اين چه درديه كه نميشه دوستت نداشت . همه چي رو تموم ميكنم جز عشق رو . واسه اين كه بدوني نتونستي منو از خودت متنفر كني !!!!!!!!!فقط تو رو خدا ديگه نگو به خاطر من اين كار رو كردي . بگو بذار همه بدونن كه به خاطر خودت و خونواده ت بود
فكر ميكردم وقتي بعد از اين 1 سال هيچ خبري ازت نشده به خاطر اينه كه از نظر مادي به اونجايي كه ميخواستي نرسيدي اما مي بينم كه هنوز
اينقدر بچه اي كه پشت بابات قايم ميشي . نه بذار منصفانه تر نگاه كنم !!! هنوز خونواده ت اينقدر بچه حسابت ميكنن كه پشت خودشون پنهانت كردن و چه ساده بودم من كه از اين بچه توقع داشتم بشه مرد زندگيم !!!!!!!!!!!!!!!!! ميدوني چرا بهت زنگ زدم ؟‌چون با خودم گفتم اين بازي رو من و تو شروع كرديم پس واسطه بازي بسه . خودمون هم بايد تمومش كنيم واسه همين با وجود اينكه ميدونستم چه فكرايي شايد در مورد من بكنند اما زنگ زدم به بابات و خوب ...........

گفتم اي ساده دل ساده فراموشش كن          تا كجا چشم بدين جاده ؟ فراموشش كن
دست بردار از او خاطره بازي كافيست             فرض كن گل نفرستاده فراموشش كن
گفتم اين تكه غزل را بفرستم نزدش                دل ولي گفت نشو ساده فراموشش كن
به شما برنخورد پاي غزل بود و شكست           اتفاقي است كه افتاده فراموشش كن

ميدونم كه حوصله خوندن اين نامه اخر رو هم نداري پس ديگه تمومش ميكنم :
نكنه غصه بخوري نازنينم . ميخوام دنيا نباشه اگه يه دونه مرواريد از اسمون چشاي نازت بريزه رو كتاب زندگيت . من كه باختم اما ارزومه كه تو
مسابقه سرنوشت مدال اول خوشبختي رو بندازم گردنت .
مواظب خودت باش... هیچ وقت گریه نکن... هیچ وقت ناراحت نباش... هیچ وقت نذار دلت بگیره... به غم و غصه ها بگو که برن یه جای دیگه ...
خونه ی دل قشنگ تو که جای غم و غصه نیست گلم...فقط اینجا  من یه ستاره میخوام... اونوقت شبا که دلم برات تنگ شد بیام زیر سقف آسمون و بهش نگاه کنم... با من حرف بزنه.. درد دل کنه... از چیزایی که براش اتفاق افتاده تعریف کنه ... داد بزنه ... فریاد بزنه ... هر چی تو دلشه بریزه  بیرون ...

كسي كه تو فرق بين او وديگران را حس نميكني اما او ميداند كه بي اعتنايي تو معنايي دارد كه آنرا تنها مجنون فهميد و بس
مراقب چيزايي كه شكستند و كاريشون نميشه كرد و چيزايي كه هنوز ميشه مانع شكستنشون شد ، باش .     
اگر به اين نامه جواب ميدادي سدهاي بسياري ميشكست اما عيبي ندارد بگذار دوباره به جاي سدها دل من بشكند .

من ماندم
                  و تو گذشتي.
                                       براي گذشتن از اينهمه
                                                                     بايد بي گذشت بود.
                            تو بودي.
حال تمام اينها گذشته
                       و من درد اين گذشتن بي گذشت را
                                                                 به گذشته ها مي سپارم.

سفر به سلامت مهربان...هر کجا قرار است دل داده شوي همان جا نيز ماندگار شو...عشق من بدرقه راهت...برو...دعاهاي هر شب من و ستاره ها توشهء کوله بارت.رسيدن تمام آرزوهايت بر سر درخت تمنا تنها آرزوي من است...آن هم روشني جادهء تاريک فردايت...خورشيد را در چمدانت گذارده ام تا دلتنگ خورشيد اين ديار نشوي...عطر باران را هم در بقچه اي پيچيده ام و همان جا کنار خورشيد گذارده ام تا در حسرت بوي غربتش نماني...هر جا که رسيدي عطر باران به آنجا ببخش...دلت را هم به دلي بسپار که شور مجنون لايقش باشد...پشت سرت اشک نمي ريزم... مي گويند شگون ندارد...هر چند که مي دانم ديگر باريدن براي چشمان من عادت خواهد شد...پشت سرت آب هم نمي ريزم تا نکند اجباري براي آمدن داشته باشي.برو...سفر به سلامت مسافر...خدا و نگاه هميشه نگران من به همراهت.

تو اين دنيا باهات كاري ندارم برو و خوشبخت شو . اما يادت باشه آه من تا زمانيكه بخواي قبل از اينكه شرايط ازدواجو داشته باشي سراغ دل ديگه اي بري دنبالته و اون موقع مث بختك مي افته رو زندگيت . پس خيلي مواظب باش خوب ؟؟؟ نگو كه چون منو دوست داشتي ميدوني مگه خودت نگفتي ادم وقتي يه گل رو دوست داره خارهاش رو هم تحمل ميكنه  ؟ پس راضي نميشدي وسط اين بازي منو ول كني و بري . بازهم خارهاي منو تحمل ميكردي همونجور كه من پاي همه حرفاي و تهمت ها وايساده بودم اما فكر كردي اگه اتيشو حتي خاموش نكني و بذاري خودش بسوزه بلاخره خودش خاموش ميشه مگه نه . لوسي خيلي مرد شده بودي اما هنوز مسئوليت پذيري در قبال اوني كه اهليش كردي رو ياد نگرفته بودي ميدوني چرا ؟ هنوز حرفات از حرف به عمل نيومدن .لوسي يادت باشه هرچقدر منو دوست داري من بيشتر دوستت دارم چون پاي همه تهمت ها با رضايت وايسادم كه فقط كنارت باشم . چون بعضي كسا ارزش معرفت گذاشتنو دارن يا بعضي كسا معرفت ارزش گذاشتنو . اينو خود اوس كريم گفته بهم . !!!!!!!!!!!!!!!!!! 

 ديگر حرفی نمانده
 ديگر کلامی نيست
 و ديگر پرده ای که تصوير بکنم
 و ديگر شعری
 و حتی حسی
 ديگر وجودی نيست که بخواهد بسوزد
 ديگر بارشی وجود ندارد
 و دیگر سرودی
 با قایقی شکسته دور میشوم
 و اینک به وسط دریایی رسیده ام که گرد است
 و در این دریا بی هم نفس
با قایقی شکسته رانده ام
دیگر دور شده ام
راه بازگشتی نمانده
به پايان رسيده ام
شايد کلامم زيبا نبود
شايد حضورم خاطره انگيز نبود
ولی می خواستم يک عاشقانه بسرايم
ديگر دير شده است حتی برای بازگشت
باز هم شما هستيد و يک دنيا خاطره
گاهی هم از من ياد کنيد
ديگر حرفی نمانده ...

راستي ديدار ما روز قيامت اول پل صراط . تو دادگاه اوس كريم و شيدا و لوسي و پدر و مادرت !!!!!!!!!!!!!! شايد 1 سال واسه مرد شدنت كافي نبود اما از حالا تا اون موقع وقت داري كه به جواب چراهاي من فكر كني و ببيني توانايي داري تاوان اشكاي اين مدت منو پس بدي يا نه ؟
اوس كريم ، تو خودت شاهدي كه معيار من واسه دوشت داشتن لوسي ، پاكيش ، غيرتش  اذونش ، روزه هاي دو نفريمون ، همت و تلاشش
واسه روزي حلال ، اينكه اصلا اهل پول بهره اي نبودند و ... بود . كجاش غلط بود ؟  خيلي دلم ميخواد جواب اين سوالمو پيدا كنم . حتي اگه مث مجيد اعتقاد داشته باشي كه هركي خربزه ميخوره پاي لرزشم ميشينه !!!!!!!! ( متاسفم كه همچين كسي رو به عنوان برادر انتخاب كردي )

از همه دوستاي خوب و مهربونم خداحافظي ميكنم . اين بلوگ ديگه مال من نيست . شد مال لوسي . اخرين هديه من به لوسي . بهش ادرسشو دادم . هميشه فكر ميكردم از اين به بعد با هم مينويسيم اما خوب نشد . پسورد همون بلوگ قبليه . لوسي وقتي اينارو خوندي ميتوني اگه دوست داشتي چيزي بنويسي و ميتوني بلوگ رو پاك كني . هر جور دوست داري . دوستاي مهربونم اسمتونو تك تك نمينويسم كه ميترسم جا بيفته و ناراحت شين . اما از همتون ممنونم . قول ميدم بيام پيشتون . اما فكر نميكنم ديگه نايي براي نوشتن داشته باشم . اما اينقدر ميام پيشتون تا اون روزي كه ببينم همتون به ارزوهاتون رسيدين . مطمئن باشين هر وقت دلم ياد قديم و عشق پاكمو بكنه واسه همه تون دعا ميكنم كه به هدفتون برسين مخصوصا فرزانه و محمد رضا ، دختر كوچولو و پسر كوچولو ، لنا و حامد ، محمود و منصوره ، خانومي و حميد رضا و فرشته عزيز آسمان   ساناز و محمد رضا    ميترا و علی ...

و اميدوارم دلاي همه اونايي كه عزيزاشون رفتند هم آروم بشه مث هدي نازنين ، هانا ، خواهركم تينا ، شقايق مهربون ، 

 اون عزيزايي كه ثابت كردن خطهاي موازي هم به هم خواهند رسيد مث مرجان و حامد  ، علي و آزاده     مريم و سعيد  ، عاطفه و عباس ، ...........

براي اونايي كه به تنهايي مشق مرد شدنو تمرين ميكنن آرزوي موفقيت دارم مث غريبه ( كه آشنا ترين اشنا ها شد . خدا كنه منو به خاطر برداشتاي بدي كه اولش ازش كردم ببخشه ) ، هيچكس ، خيال واهي ، طوفان عشق ، آزاد ( خيلي تلاش كرد منو آدم كنه اما نشد )،  همه اونايی که سعی کردن مرهمی بشن رو اين دل زخمی مث اشكان ( منتظر روزيم كه شعر من و لوسي رو خواننده ها بخونن ) رز مهربون ُ نور بهشتی  هستی   سولماز   نفيسه   مامان ارغوان   مامان آهو   بابای اروند   بهونه  باران عشق    يادواره عزيز ........

چقدر دوستای خوب پيدا کردم ( بازم اگه کسی جا مونده ببخشين ). خيلی خاشون به بيرون از اينترنت هم کشيد . ميسپرمتون به خداي عشق . و فقط ازتون يه خواهش دارم اونم نه اينكه برام دعا كنين . ازتون ميخوام تو زندگيتون با وفا و با معرفت باشين !!!
همين . خداحافظ !!!!

اين غزل براي توست اي كه مثل باراني                      مي روي ز آغوشم پيش من نمي ماني
بعد رفتنت اين دل ، دل نشد براي من                         يادگاريت اما اين دو چشم باراني
دلخوشم به ديدارت ، لحظه اي شده حتي                   گفته بوديم روزي خون به دل تو مي ماني
سهم من ز ديدارت ، هر زمان همين بوده است             خنده هاي مصنوعي ، گريه هاي پنهاني
قسمت تو از دنيا ، هرچه عشق و خوبي بود                 سهم من ولي يك زخم آنچنانكه ميداني

اميدوارم قبل از اينكه پرشين اينجا رو پاك كنه لوسي اون كاري كه با دل من و عشق من كردي با اين دو تا بلوگ هم بكني !!!!!!

راستی کامنت خواستين بذارين يادتون باشه که الان لوسی داره ميخونه ها . دلشو نشکونين يه موقع . آفرين . واسه منم دعا کنين دل اونی که خودشو مرد زندگی من ميدونه نشکونم و هرچند که هيچ حسی بهش ندارم اما پشيمونش نکنم و شرمنده اوس کريم نشم !!!!!  از چشما و دلای پاکی که اومدن اينجا و غمگين شدند عذر ميخوام منو حلال کنين تقصير خودتونه که با مهربونياتون سنگ صبورم شدين . راستی الان شنيدم که محمود و منصوره هم به هم رسيدن لوسيييييييييييييييييييييييييييييی فقط واسه ما جا نبود ؟
يا علي

/ 60 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کامران

من غرق سکوتم تو بخوان قصه پرداز تویی!؟

کامران

چه کسی داند ز غم هستی که به دل دارم ................... چه كسي داند؟!

کامران

يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند ............ طلب مهرزهربي سروپايي نکنيم يادمان باشد......

کامران

کجايي تو؟ که‌ام من؟ و جغرافيای ما کجاست؟

عشقی خوب است که عقلانی باشد دوستار تو سعيد

مصطفی

عشق هيچی نميشناسد جز معشوق

ماهان

پگاه جان ميدانم خوابيدی اما بدان دوستت دارم

پگاه رشيدی

خيلی دوستت دارم مصطفی

دل باخته

به نظر من اگه می خوايد بدونيدبايد يه سوال به اون که عاشق شده بکنيدبه اون مي گيم نظرت درباره عشق چيهميگه مثل اين كه آدم به همه خواسته هاش رسيده ولي يه حرف مونده چيهميگه نمي دونم نظر عقلم

دل باخته

همتون رادوست دارم